آواآوا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

آوای دلنشین

عید غدیر و تولد دختر خوشگل ما...

سلااااام دختر کوچولوی مامان پریروز وقت دکتر داشتیم ساعت 8:30 شب و کلللللللللی معطلمون کرد ساعت 1 شب از دکتر اومدیم بیرون   اما عوضش بالاخره تاریخ دقیق زایمانم رو بهم داد 24 آبان و روز عید غدیر تو توی روز مبارکی پا به این دنیا میذاری و امیدوارم واقعاً از پیروان واقعی صاحب این روز حضرت امیرالمومنین باشی دخترم امیدوارم دختر صبوری باشی و تا اون روز صبر کنی و برای بیرون اومدن عجله نکنی آخه یه مقداری دیر بهم وقت داده می خواسته حسابی تپلی بشی بعد به دنیا بیای بهم گفت به خاطر گروه خونی من و بابایی احتمال اینکه زردی بگیری زیاده و من خیلی نگران شدم باید از امروز همش چیزای سرد بخورم و گرمی کمتر بخورم که ان شا ا... این اتفاق نیوفت...
2 آبان 1390

دیدن روی ماهت تو خواب

سلام عزیییییییییییزم وای وای نمی دونی که چه حس خوبی دارم امروز آخه دیشب روی ماهت رو تو خواب دیدم وااااااااااای که چه لذتی داشت بغل کردنت قیافت خیلی شبیه عکسای سونوگرافیت بود من هی سرتو میذاشتم رو شونم هی دوباره میووردمت جلو و نگات می کردم و قربون صدقه ات می رفتم نمی تونی تصور کنی که چققققققققققدر دوست دارم و با دیدنت عشقم نسبت بهت چند برابر شده بود همه دوستام تو کلوب نی نی سایت یکی یکی دارن زایمان می کنن خیلیاشون زودتر از موعد مقرر!! منم دیگه هر روز آمادگیشو دارم که تو بیای تو بغلم یعنی میشه به این زودیا منم تو رو بغلت کنم و قربون صدقت برم ...
29 مهر 1390

اتاق آوا کوچولو- سیسمونی 1

سلاااااااااام عزیز دل مامان بالاخره کارای اتاقت تموم شد و مامانی حوصله کرد از وسایلت عکس بگیره برات اینجا میذارم عکسا رو تا سیسمونیت برات یادگاری بمونه اولین عکس در اتاقته: اینام دید کلی اتاقت: اینم لوستر اتاقت: اینم از پرده اتاقت: ست کالسکه و .... و دراورت: این مایو دو تیکه و حوله ات که آماده دریا رفتن بشی : لوازم بهداشتی: لباسای تو خونه ای: اینم یه تشکه که باز میشه و روش پشه بنده واسه باغ و بیرون خیلی خوبه: اینام ست تشک و لحاف دم دستی:   ادامه دارد... ...
25 مهر 1390

گهواره دخملم - سیسمونی 3

اینم عکسای گهواره خوشگلته که مامان زهرا زحمت کشیده خریده. هم حالت گهواره ای میشه هم ثابت و ارتفاعش هم تنظیم میشه و یک طرفش هم کامل برداشته میشه برای اینکه بذاریم کنار تخت خودمون و من راحت بتونم شبا بهت شیر بدم گل دخترم گیفتات هنوز آماده نشده آماده که شد عکسشو برات میذارم ...
25 مهر 1390

لباسای آوا جوون - سیسمونی 2

اینم از کمد لباسای دخملم اینم ربدشام گرم دخترم که وقتی سردش شد بپوشه تو خونه اینم از حوله کوچیک ربدشامی فربوننننننننننننت بشم اینو بپوشی خییییلی بانمک میشی گلم : من عااااااااااشق این کاپشنتم خیلی شیک میشی اینو بپوشی : اینام کاپشن سرهمیت و دو تا سرهمی خیلی گرم برای بیرون رفتنت تو زمستون: من مییییییمیرم واسه این کاپشن و شلوار برمودات خییییییییییلی ماهه: اینم کلاه و شال گردن خوشملت : ادامه دارد.... ...
25 مهر 1390

پایان هشت ماهگی و ورود به نه ماهگی

سلام عزیزم بالاخره ماه هشتم هم تموم شد و وارد ماه نهم شدیم هوراااااااااا یعنی من الان دیگه پا به ماهم و هر روزی ممکنه که تو عجله کنی و به دنیا بیای هرچند امیدوارم که زیاد عجله نداشته باشی و به موقع بیای باورم نمیشه فقط یک ماه دیگه مونده تا ما بتونیم تو رو در آغوش بکشیم یکی دو روزه حالم اصلا خوب نیست دائماً حالت سرماخوردگی و بی حالی دارم من پاییز و زمستونا همیشه اینجووری میشم و دکترم هم بهم اجازه نداد واکسن آنفولانزا بزنم لابد برای تو بده دوای دردم فقط همونه دیگه سر کار اومدن خییییییییییلی برام سخت شده واقعاً سنگین شدم و نفس کشیدن برام سخت شده و دائماً نفس نفس میزنم اما می خوام از این ور تا می تونم بیام سر کار تا بعد از زای...
21 مهر 1390