آواآوا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره

آوای دلنشین

سفرنامه دبی- شهریورماه 96

سلام دختر نازم دوباره اومدم با کلی خاطرات خوب و به یاد موندنی. این سفرمون یه سفر متفاوت بود برامون چون بابا شهاب بخاطر کارش نتونست که مرخصی بگیره و کارشو تعطیل کنه و بیاد واسه همین من و تو و خاله شمیم تنهایی به این سفر رفتیم اولش راستش خیلی استرس داشتم از پسش بر نیایم اما خدا رو شکر با اینکه جایه بابایی خیلی خالی بود اما خیلی بهمون خوش گذشت. چون من اصرار داشتم تو تا قبل از شروع مدرسه حتما یه مسافرت بری تا با روحیه خوب و با نشاط این مرحله جدید از زندگیتو شروع کنی  خوب میریم سراغ عکسا این عکس تو هواپیماس که خیلی با کارتن دیدن تو هواپیما حال کردی و خیلی سرگرم بودی و خدا رو شکر اصلا اذیت نشدی: از فرودگاه با...
11 مهر 1396

جشن ورود به مدرسه

سلام و صد سلام باورش سخته دختر کوچولویه شیرینی که خدا سال ها پیش به ما هدیه داده حالا اینقدر بزرگ شده که می خواد وارد مدرسه بشه  خیلی زود گذشت این روزها... روزایی که هیچ وقت دوست ندارم بگذره و تو بزرگ و بزرگ تر بشی اما چاره چیه که رسم روزگاره آره عشق مامان حالا تو دیگه برای خودت خانومی شدی و داری وارد مدرسه میشی و به همین مناسبت با مامانای وبلاگی همون دوستای صمیمی و قدیمی که خیلی از خاطرات کودکیتونو با هم ساختیم تصمیم گرفتیم یه جشن به همین مناسبت تو پارک براتون بگیریم. جشن ورود به مدرسه مکان: پارک پلیس زمان: شهریور ماه 1396 برگزار کننده: مامانای با سلیقه نی نی وبلاگی     اسماتون...
2 مهر 1396

نوروز 96 و سفرنامه دبی

سلام دوباره به تو دختر زیبای خودم  متاسفانه مجبورم خاطرات این چند وقتو یکم پس و پیش بنویسم و لا به لایه اتفاقات جدید یه گذری به اتفاقات از دست رفته هم داشته باشیم اما مطمئنم سال ها بعد که شاید این خاطرات رو بخونی اونطور به چشمت نمیاد  خوب این نوروز سال 96: مسافرتمون به دبی و هتل گلوریا با مامان جون اینا: دبی مال:    شهربازی سیتی سنتر: بازم دبی مال: جمیرا بیچ:   ماست بستنی عشق شمیم   فک کنم اینجام سیتی سنتره شایدم دبی ماله دقیق یادم نیست  : پارک آبی یاس تو ابوظ...
25 شهريور 1396

اینستاگرام

  سلام به دوستای وفادار و مهربون وبلاگ آوا جون متاسفانه با وجود اینکه خیلی جدی تصمیم داشتم که وبلاگ آوا جون رو به روز کنم دوباره اما واقعا فرصت کم کردن عکسها و اینجور کارا رو ندارم دیگه. خیلی از دوستای گلمون توی پیج اینستاگرامم درخواست دوستی داده بودن که به علت خصوصی بودن اون پیج متاسفانه شرمنده اشون شدم و نتونستم اکسپتشون کنم. اما حالا یه مژده دارم برای دوستای خوبم  یه پیج اینستاگرام مخصوص خود آوا جون راه انداختم که به زودی آدرسشو میذارم توی وبلاگم و اون پیج بازه برای همه دوستای گلی که به من و آوا جون لطف دارن. ممنونم از محبت های بی دریغتون  ---------------------------------------...
6 مرداد 1396

راه اندازی مجدد وبلاگ

سلام به دوستای خوب خودم فک کنم نزدیک به یکسالی میشه که وبلاگمو تعطیل کرده بودم و نرسیدم آپ کنم اما هنوز که هنوزه وقتی می خوام خاطراتی رو مرور کنم یا تاریخ چیزی یادم رفته برمی گردم و به وبلاگ رجوع می کنم با خودم گفتم عجب دفتر خاطرات خوبیه و من چرا اینقدر زود تعطیلش کردم خلاصش اینکه جونم براتون بگه تصمیم گرفتم که وبلاگو دوباره راه بندازم اگر خدا کمکم کنه و وقت کنم و تنبلی نکنم فعلا شاید یه گلچین از اتفاقات این چند وقت بذارم تا بعد ببینم چی میشه ...
13 ارديبهشت 1395